سلسله (الشتر)

در مورد مسائل ومشکلات شهرسان سلسله بحث خواهد نمود.ئی وئبه ده ر مورئدئ موشگئله ل الئ شتر ه

هئ روو ئه ژ گئ رونی.داد از گرانی

 

نگاهي طنز به گراني مرغ

فرزاد كدخودايي

هئ روو ئه ژ گئ رونی

وه لا بئ رال ئیمه گئ  هایمونئ پاتخت هه ر رووژ گئ  هوویه ر  ئه مئ  مووشیم خودايا  ئیمرووژ چه موو؟  دئیه ر عاده ت مو کئ ر دیه  وه گروني

ماکه گرفتاریم دراین تهران هرروز میگویم فردا چه خواهد شد؟ديگه عادت كرده ايم به گراني

دوئینه  زه نگ مئ  دا  ئه ر  داا که لئنگه  گووا   ده نگی   ئه ژ  بئن  چائه  مئ  هات  وتئ   ئه لا  وئتم  دا چووینی  وئتی  " خوئم چه بووشم  وه لا گئلاره لم  كور بينه  ئه را  گوشت "

دیروز زنگی به مادر بزرگ زدم  ميگفت از بس گوشت نخورده ام كور شده ام

وئتم خودا نئ هئ ئه ج  جويجكه لئ هت سئ را بوئر، بئیه ر جویجئک  ئیمسالمو دئیری؟ گفتم از جوجهات سر ببر ،  از سهم هرساله جوجه امان خبري گرفتم

که می  هووسیا كشكي كئر دئ  ئه ر مرخه ل ئو  وئتی چه؟جویجیگ! جواب داد چی میگی جوجه

وئتم  ئه

وئتی کشکه كه  که تئیه سئ رئو کوئل مئ ردئنه  ده بیسئ دئرئم  ئه را خه رجیم ئه! رووله

جوجه کجاست همه مرده اند تعدادي مانده كه براي خرجي است!

وئتم داکه لئنگه  ئه نی ئیمه  چه ؟ئیمه خه ریویم ئی پاتخته و..

گفتم ما غریبیم و..

وئتی  هه ر چئ بئ لا ئه  ها ژیر سه ر  هومه  وئتم  چوین؟  وئتی قئ یه م ئه مووشی  کوئل ئی گئرونی  یه  هئن تئرونه!ئو هئن ئئ پیا ئه سه

گفت خجالت بکشید هرچه میکشیم از شماتهرانی هاست قدم خير ميگويد تمام اين گراني ها سر در تهران دارد وان مرد 

وئتم  کومی

گفتم کی

وئتئ  یه  گئ  تا  ده سه مئیه رئ  ئه ر بئ لنگ ئو ماری  ئه هووار ئو هوشكه خه نئ  مئ هئ و کوئل چی گئرونه  ماو!

گفت:اینکه تا دستش را بالا وپایین میبرد  ولبخند خشكي ميزندواجناس بالا میرون

ده سئم  نا  ئه ر دوگمه ئو تئ لیفونم قط کئ رد

به سرعت تلفن را قطع کردم

آئ می کیشی ئو ووئتم"  ئیمسالیش  دئیه ر خه وه رئ  ئ جویجک  ئه را نت ني يه روژینا  

آهی کشیدم وگفتم  امسال خبري ازجوجه برات نيست روژینا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 17:22  توسط که د خودائی  | 

وهار دئرئی مای

بهار درحال آمدنست وما...

بهار در حال امدنست فصل رویش وامید و دینامیک

دینامیک گفتم چرا که واقعا رفتن به پیشواز بهار دینامیک است همه در جنبش هستند و تلاش حتی وامانده ها

یادم هست همه خانه تکانی می کردیم سبزه می کاشتیم و 5 روز اخر سال را که می گویند روزهای برگشت مردگان است حلوا و..خیرات می کردیم.

لباس عید برایمان می خریدند از نوک پا تا فرق سر هر چه بود  اما خوشان شاید جورابی ویا .. وما خوشحال وخندان هر کس به نوعی وبر عادتی ،فامیل می گفتند اولین کسی که به عیددیدنی ما میاد را باید خودمان تعیین کنیم و....ما هم از طرف برخی ها تعیین می شدیم و..

همه چیز یک استارت دوباره بود وهست  اما با رنگ وبویئ متفاوت تر شاید مدرن شده ایم  سبزه آماده می خریم ،سریع می ریم مسافرت مبادا بیان عید دیدنی مان و...،بجای احوالپرسی اس ام اس می زنیم مبادا ....،به هر حال نو روژ بزرگ در حال آمدنست بیا تا نو بشویم واستاتیک مان را بتکانیم ودینامیک بشویم


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 19:30  توسط که د خودائی  | 

بیستون شعری حماسی وملی از شاعر نام آشنای لکستانی کیومرث امیری

قصیده لکی بی سیتیون با ترجمه ی فارسی

بی سیتیون مه نی نه ووین ئای داخیسان هاتیمه = بیستون مانده نباشی از داغستان آمده ام

له ک خوینیاواریکیم وه حاوال ییرسان هاتیمه = لک تهمت خورده ای هستم، آمده ام از شما سوالاتی بکنم.

بی سیتیون شیرن کوووی ئای ئارمه نی لامه سووه = بی ستیون شیرین کجاست آن ارمنی لامدهب؟

ئه نازار بی هوو که ره ئه پرچ پو بیریا بی سووه= آن عزیز رها  شده، آن گیسو بریده ی آزاده.

بی سیتیون گیان فیردوسی ئه مه رد دانای با ئادووه= بیستیون تو را به جان فردوسی آن مرد خردمند ادیب سوگند می دهم.

یا گه پ شیرین مه رن بیی ئه قاتل گیان خوسروه= از شیرین برایم بگو، از او که باعث جان خسرو پرویز شد.

فه ره نگیس و سیاوه ش، راز ئیشقان کی ئایشتو ده شت= راز عشق فرنگیس و سیاووش را چه کسی برملا کرد؟

تون ئای حور نازاره خوین سیاوه ش کی کیردی ته شت= تو را به این نور خورشید گرامی سوگند می دهم خون سیاوش را چه کسی در تشت کرد؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 18:56  توسط که د خودائی  | 

یاد یاران

پس ازگذشت چندین سال از پرگشودن شهیدان بزرگوار الشتری با آنکه خیلی از آنهارا بعلت سن کم شخصا نمی شناسم اما وظیفه خود می دانم هراز چند گاهی یادی از انها بنمایم وبه نظرم این کار حداقل انجام وظیفه ایست که می توان در قبال ان رفتگان گلگون کفن انجام داد چنانچه شما سروران گرامی در مورد شهدا ی شهرستان اطلاعاتی دارید در اختیار بنده بگذارید تا منشر نمایم.  

شهيد عزيزاله زينتى
در سال ۱۳۴۷ در خانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود و از همان دوران كودكى علاقه فراوانى به فعاليت هاى مذهبى از خود نشان مى داد. در دوران راهنمايى وى كه مصادف با پيروزى انقلاب اسلامى بود، هميشه در تشكيل گروه هاى تئاتر، سرود، نماز جماعت و ادعيه و مسابقات قرائت قرآن پيشقدم بود و حضور مرتب داشت. برنامه هاى صبحگاهى دبيرستان مطهرى الشتر بيشتر به وسيله او اجرا مى شد. همزمان با شروع جنگ تحميلى به عنوان يك نيروى قوى تبليغى وارد تيپ مستقل ۵۷ ابوالفضل (ع) شد و به ديار جبهه ها شتافت. پس از چند صباحى در لباس مقدس سبز سپاه و در كسوت پاسدارى به دفاع از انقلاب اسلامى در مقابل متجاوزان كمر همت بست. در صبورى و نظم زبانزد همه بود، وقتى ازاو سؤال مى كردند چرا درست را نمى خوانى و چرا اين همه به جبهه مى روى؟ با متانتى وصف ناشدنى و چهره اى خندان و متبسم مى گفت: پس چه كسى بايد جواب نداى «هل من ناصراً ينصرنى» حسين (ع) را بدهد؟ اگر من و تو به جبهه نرويم پس كى بايد برود؟ براى درس خواندن فرصت زياد است ولى اگر از جبهه غفلت كنيم و امام امت را كه به ما شرافت و انسانيت بخشيد، يارى نكنيم فرداى قيامت پشيمان مى شويم.
شهيد زينتى با اين كه چندين بار در جبهه مجروح شده بود، هيچ گاه دست از جهاد و مبارزه بر عليه كافران بعثى نكشيد. تا اين كه در روز ۲۵/۱۲/۶۶ بر اثر بمباران هواپيماهاى دشمن بعثى مرغ روحش از قفس تن پريد و به ديار معبود شتافت. در بخشى از وصيت نامه اين سرباز اسلام آمده است: «بايد با تمام وجود در راه خدا جانفشانى كرد، امروز روزى است كه بايد نداى هل من ناصراً ينصرنى حسين (ع) را كه در اين زمان امام امت است لبيك گفت و به جان خريد... هيچ وقت امام امت اين نائب برحق امام زمان (عج) را تنها نگذاريد.»

منبع:خبرجوان

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 23:34  توسط که د خودائی  | 

قئ لا ئو کوئگ (کلاغ و کبک)

  قئ لا ئو کئوگ (کلاغ و کبک)

قئ لا ئو کوئگ (کلاغ و کبک)

این متن در پاسخ به برخی کامنت های دوستان داده شد زیرا ادرس وب دوستان را نداشتم

این بحث (تجزیه لرستان و تشکیل لکستان و زبان لکی و..) در برابر سخن ترکیبی !(لرستان بزرگ!) و قوم گرائی برخی از دوستان اورده شده است  که بنده پرسیدم لرستان بزرگ برای چه هدفی؟واقایان براشفتند که به قوم بزرگ لر توهین کرده ای و هاک...مگر لرستان یک کشور است که اگر خدای نکرده تجزیه شود امنیت ملی وزندگی مردم دگرگون  شود؟    نه لرستان یک استان است واین تقسیم استانی یک فرایند داخل کشوریست که در نهایت به نفع همه است زیرا منجر به دریافت بودجه بیشتر خواهد شد برای نمونه می توان به شهر های همچون بیرجند و اردبیل و قزوین اشاره کرد که پس از جداشدن جقدر توسعه یافته اند قطعا توسعه بروجرد وخرم اباد برای ما بهتر است هومسا خوو گه ن نی یه (البته در اینجا بگویم با تشکیل استان زاگرس مخالف اما با لرستان شرقی یا شمالی موافقم).هیچ میدانید به علت وجود کارخانه های زیادی که در بروجرد و شهرهای اطرافش وجود دارد لرستان یک استان محروم صنعتی به حساب نمی اید؟! در حالیکه در الشتر و دلفان وکوهدشت خبری از صنعت نمی باشد.

در مورد برادران کرد به گفته شما ضد ایران ! هم نگران نباشید ما در صدد چسبیدن به ان مفلوکان نیستیم چرا که انها به جای کردستان سر از ترکستان در خواهند اورد.  بلکه می خواهیم از چه سبیان هو م تبار ه ل ئو هو م زبانه ل  عزیزمو ئئ ایلام وکرماشان وه گه رد ئاو" ئئ جلوگیری نمائیم (به عقیده بنده انها هم لک هستند).بنده از شما سرور گرامی می پرسم ایا فارسی و در نهایت عربیزه کردن زئونه ل محلی با لریزه کردن زبان لکی کلیک نمئ رئی؟ایا در چند دهه گذشته چند درصد مردم لک زبان ابتدا  و"ئژئو  لر زبان واکنون ئاو" لیه لئو فارس زبان شده اند؟! البته این گفته نه یعنی اینکه زبان فارسی زبان بدیست بلکه زبان فارسی میراث ناقص ایران باستان است و احترام به ان برهمه واجب است. اما ما انتظار داریم این زبان عزیز به جای تکیه بر زبان های بیگانه عربی و لاتین به گویش های باز مانده از پارسی که لکی یکی از انهاست تکیه کند .

انچه بنده بران تکیه دارم رسیدن به مدلی ئه رای نئجات زبان وفرهنگ بومی ودر نهایت کل کشور عزیزمان ایران است ودرست می خواهم ابتدا از چرائی برداشته شده کلاه های نمدی در پشت بازار در ۴۰ سال پیش وحمله به برقع زنان اغاز نمایم و برسم به اینکه چرا در انجمن لرستانی ها ی تهران برخی ها و"ئتن را به لری  منع کرده اند (لکی که  قبلاحرام اعلام شده بود) و دور از کلاس می دانند.چرا با تشکیل کلاس های رایگان خط و اموزش زبان لکی بنده در محل انجمن برخی از روشن فکران (فرید قاسمی و..) گئ زئک ئو دا وما نتوانستیم بیشتر ۲ترم این اموزش اساسی را ارائه دهیم و حتی توسط برخی ها (ع-ساکی) ابتدا تمسخر و ئه سگه تهدید شدم؟

چرا باید با جمعی هم پیاله باشیم که زبان وفرهنگ خود را قبول ندارند؟    اری برادر عزیز این چنین بود که بنده که از مسئولین انجمن بودم اکنون خانه نشین شده و در گوشه ای کئز کرده ونان ماستمان را می خوریم و هر از چند گاهی مه قویلئ نیم

ئه ر ئا خئر  کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 23:5  توسط که د خودائی  | 

مسن ترین مرد سلسله ای در گذشت

مسن‌ترين مرد لرستاني ساکن شهرستان سلسله در سن ۱۴۱ سالگي در زادگاهش روستاي صالح‌آباد درگذشت. وی دو بار ازدواج كرده و ۳۰۰فرزند، نوه، نتيجه، نبيره و نديده داشت. درمدت عمر خود حتي يك بار به پزشك مراجعه نكرده و دارو مصرف نكرده بود و تا قبل از فوت، امور كشاورزي را خود انجام مي‌داده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 15:45  توسط که د خودائی  | 

تریاک و...

 

 برای مواد مخدر بلای خانمانسوز و اتش ی که در خرمن جوانان سرزمینم افتاده است

چند روز پیش به یاد ایام جوانی در خیابان ی از خیابان های شهرم پس از مدت ها قدم می زدم هوای دل انگیز ماه   ماله ژیر دوئماینه  (مهرماه) در سایسار چرخش برگ های نیمه زرد در ختان چنار و گردکان مد هوش کننده بود ،  نگاهی  گذرا به مردم انداختم تا شاید در پس لبخند ها و نگرانی هایشان اشنائی را بیابم تا چشم کار می کرد پر بود از رفتن ها،داد زدن برای فروش اناری و یا ناری چهره ها نا اشنا بودند اما در نگاهشان انگار سلام هائی پنهان بود جلوتر که رفتم به یک باره پایم  ماند  و سرم سر شد،  خودایا  چه بی یه ؟! ئه وه  علی یه ؟ یه کامبیزه؟ ئه وه  . ..یه "  اری  خودشان بودند دوستان و اشنایانی که همین دیروز با هم توب پلاستیکی را "دو پوسه " می کردیم و با چرخیدن به دور دو تکه سنگ  شادمانی مان تکمیل می شد و  به خانه که بر می گشتیم به تعداد گل ها و پاس ها فگر می کردیم  واحیانا اگر زمین خورده بودیم  و جائی از بدنمان درد می کرد ارام  "ای " می گفتیم و...

علی یاد شوت هایت بخیر ، کامبیز عجب دست های تنومندی داشتی  ، چی شده عزیزانم

چرا امروز باید به زور بتوانید راه بروید ؟چرا امروز باید از دیدن هم شرمنده شویم ؟ چرا؟

.....

دوستی می گفت فلانکسک که با 2 تن جنس گرفته بوده اندش  با واسطه ای ازاد شده و با لو دادن تعدادی خورده فروش  خود را بیمه کرده و اکنون کیلوئی می فروشد!

یاری دیگر می گفت امروز برای گرفتن نان خالی هم باید و قت بگذاری ودر صف چمباته بزنی اما برای تریاک نه ؟

.....

اگر خود به چشم ندیده بودم که در خیابان های اصلی شهر به راحتی خرید و فروش می شود شاید کمتر باور می کردم.

اگر این بچه ها را پیش از این ندیده بودم  شاید این بار برایم سنگین نبود

اان صحنه های دلخراش مرا به یاد رژه ی های برادران ناجا انداخت و تاکتیک های رزمی شان و اخیرا هم فیلم هایشان !!!

چه بگویم چه می توان گفت  ، به که می توان گفت.

ایا واقعا نیروی کمی در منطقه مستقر است؟

ایا واقعا برخورد می شود؟

ایا واقعا دستوری برای برخورد وجود دارد؟

ایا . . .

و هزاران ایای دیگری که .....

ایا حق با مرحوم خلخالی بود؟

در زمان پهلوی می گفتند اشرف وارد کننده است! امروز چه کسانی این وظیفه خطیر را بر عهده دارد؟

مشروب خوردن ویا فروش ان جرمی سنگین است اما شخص معتاد بیمار است ای وای نکند  بخراشی پشتش را که از برگ گل بر تن سیمینش غنوده است!!!!

یا برای جلوگیری از بدحجابی در اریاشهر 5 ماشین گشت ارشاد لازم است

یا فلان روستا زاده ی بی نوائی  که در عمرش  به شهر نیامده باید به سرحد برود به سربازی و با اشرار بجنگد انهم 1200 کیلومتر انطرفتر تا ادم شود

یا شروین با پول بابا از ترکیه برود اروپاو حال و حول و درس بخواند و...

کاش عدالت را با الف می خواندند تا شاید  درد نگیرد مچ دستی از خم کردن برای نوشتن خم عین اش  و همیشه راست  و حسینی بنویسدش

 

ببخشید اشفته نوشتم  شاید  یکی بخواند شاید هم نخواند شاید بداند و شاید هم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 23:38  توسط که د خودائی  | 

فراخوان مقاله همایش ادبیات لکی

 

در پی انتشار اخبار ضد و نقیض در ارتباط با نخستین همایش «زبان و ادبیات لکی» در وبلاگ ها و وبسایت های لرستانی، آقای کرم الهی مسئول انجمن ادبی شهرستان سلسله (الشتر لرستان) در گفتگوی تلفنی با نشریه ی لور با ارائه ی توضیحاتی آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه ی همایش را 25 تیرماه سال جاری اعلام کردند. وی همچنین با اظهار بی اطلاعی از زمان دقیق برگزاری همایش، اواخر تیر یا اوایل مرداد را زمان احتمالی برگزاری این همایش اعلام و اظهار داشت که تاریخ دقیق برگزاری این همایش متعاقباً اعلام خواهد شد.

شایان ذکر است که این همایش به همت «انجمن ادبی الشتر» و اداره ی فرهنگ و ارشاد شهرستان سلسله برگزار خواهد شد.

کرم الهی در ارتباط با منطقه ای خواندن این همایش که به میزبانی لرستان و شهرستان الشتر برگزار خواهد شد به نشریه ی لور گفت که فراخوان همایش به استان های کردستان، کرمانشاه، همدان و ایلام نیز ارسال شده است و از شاعران و هنرمندان این مناطق خواست تا در این همایش حضور یابند.

وی همچنین در پاسخ به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب در ارتباط با این همایش اعلام کردند که متأسفانه فراخوان همایش تا کنون در نشریات استانی و منطقه ای منتشر نـشده است و این فراخوان تنها برای ادارات ارشاد استان ها فکس شده است.

علاقه مندان خواست تا 25 تیرماه آثار خود را در قالب شعر و مقاله به نشانی: لرستان، الشتر، اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سلسله ارسال دارند؛ و یا با دورنگار این اداره به شماره ی 06635220200 مکاتبه نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:33  توسط که د خودائی  | 

بیانیه کمیته ی الشتر در مورد صدا و سیمای لرستان

ریاست محترم صدا و سیمای لرستان

 

چنانچه به  نقشه ی جغرافیای ایران عزیز نگریسته شود خطوطی دیده می شود که به درست یا به نادرستی مرز هایی استانی را مشخص می کند که در بسیار از مناطق ایراد هایی دارد به این تفاوت ها در حوزه زاگرس به اختصار اشاراتی می شود:

1): اندیمشک و اطراف ان: که لهجه انها درست  لهجه ی لری خرم ابادی است ولی جزاستان خوزستان هستند!

2): ملایر و نهاوند: که لهجه ی انها نیز درست مانند لهجه لری بروجردی است اما جز استان همدان هستند !

3):مهاباد: که کرداند اما در استان آذربایجان هستند.

4): الشتر نور آباد و کوهدشت: که  شهر های لک زبان لرستان هستند.

و مناطقی دیگر ...

این تقسیمات ممکن است از بعد مسائل کشورداری (نزدیکی راه ها ،سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، و..) درست باشند اما از لحاظ فرهنگی دارای ایراد هایی می باشد ( البته در مورد مهاباد این مشکل با ایجاد یک شبکه جدای رادیو و تلوزیونی حل شده است )اما در بقیه مناطق هنوز حل نشده است ؟!

در مورد استان لرستان نیز این مشکل وجود دارد بطوریکه لرستان به نسبت تقریبی 50 درصد لر و لک زبان هستند که ماهیتا دو زبان متفاوت بوده بطوریکه  در برخی از شهر ها (نورآباد و الیگودرز) مردم زبان همدیگر را نمی فهمند این مشکل بویژه در مورد لکی صادقتر می باشد، اکنون چند سالی است که از ایجاد شبکه محلی لر می گذرد و در مجموع خوب کار کرده است اما یکی از انتقادهای که به این شبکه وارد می باشد یک بعدی و یک لهجه ای نگاه کردن به بیندگان و شنوندگان است ! بطوریکه زبان  سخن گفتن مجریان اکثرا لری خرم ابادی می باشد؟! در صورتی که در همان شهر خر م اباد حداقل 40 در صد لک زبان به لکی سخن می گویند ، این عامل علاوه بر عوامل دیگر باعث از بین رفتن تدریجی زبان کهن لکی بویژه در نسل جدید گردیده است ،با توجه به فلسفه ی وجودی رادیو و تلوزیون های محلی ، صدا و سیما بایستی توجه ویژه ای به این مهم داشته باشد در ادامه راه حل هایی پیشنهاد می گردد که امید است مورد توجه مسولین صدا و سیما در استان و کشور قرار گیرد :

 

1): ایجاد یک مرکز صدا و سیمای مستقل به مرکزیت یکی از شهرهای الشتر کوهدشت ونوراباد.

2):تقسیم برنامه های زنده وغیر زنده به صورت یک روز در میان برای لر و لک زبانان (با تمام مشکلات احتمالی و حل موقتی مشکل).

3): زیر پوشش قرار گرفتن مناطق لک نشین توسط صدا و سیمای کرمانشاه که حداقل از لحاظ زبانی دارای زبانی مشترک با کرمانشاهیان هستند.

مردم لک زبان منتظر اقدام جدی شما مسئولین محترم در این باره می باشند

 

کمیته  الشتری های مقیم تهران

 

 

 

رونوشت:

-          ریاست محترم صدا و سیما

-          نمایندگان محترم مجلس

-          استاندار محترم لرستان

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 10:31  توسط که د خودائی  |